
بافتهاي پوششي بدون عروق هستند و تغذيه آنها از طريق انتشار صورت ميگيرد. در مورد عصبگيري بافتهاي پوششي ، در اکثر بافتها شاخه انتهايي اعصاب حسي پس از عبور از غشاي پايه به حد فاصل سلولهاي پوششي نفوذ ميکند.
سلولهاي بافت پوششي عمر محدودي دارند و بطور مداوم سلولهاي از بين رفته بوسيله سلولهاي جديد جايگزين ميشوند. در بافتهاي پوششي مطبق ، عمدتا سلولهاي طبقه قاعدهاي يا بازال که بر روي غشاي پايه قرار دارند تقسيم ميشوند و سلولهاي ريخته شده را جايگزين ميکنند. در اپيتليومهاي ساده مانند پوشش لولههاي گوارش ، سلولهاي متمايز نشده معيني پس از تکثير و تمايز ، سلولهاي از بين رفته را جايگزين مينمايند.
|
|
|
سنگفرشي منشوري |
طرز تشکيل غدد در مرحله جنيني بدين ترتيب است که در محل تشکل غده ، سلولهاي طبقه قاعدهاي تکثير يافته و به صورت جوانهاي به بافت مزانشيم زيرين خود نفوذ مينمايد که قسمت انتهايي آن پس از متسع شدن، ناحيه مترشحه غده را بوجود ميآورد. در غدد مترشحه خارجي ، ساقه اتصالي کاناليزه شده و مجراي ترشحي را بوجود ميآورد که ترشحات غده را به سطح اپيتليوم هدايت ميکند. در غدد مترشحه داخلي ، ساقه اتصالي تحليل رفته و ارتباط غده تشکيل شده با اپيتليوم از بين ميرود و در اين نوع غدد ترشحات از طريق خون به قسمتهاي مورد نظر حمل ميگردد. غدهها از نظر نحوه ترشح شامل غدد مروکرين مانند پانکراس ، غدد آپوکرين مانند غدد عرق و هولوکرين مانند غدد چربي در پوست ، ميباشند.
تحت برخي شرايط يک نوع بافت پوششي ممکن است به نوع ديگري تغيير يابد، که اين حالت را متاپلازي (Metaplasia) مينامند. مثلا بافت پوششي مطبق کاذب مژکدار مجاري تنفسي در افرادي که دخانيات مصرف ميکنند به سنگفرشي مطبق تبديل ميشود. اين تغيير با برطرف شدن شرايط نامناسب و يا درمان ، قابل برگشت ميباشد. بافتهاي پوششي ممکن است بطور غير طبيعي ولي کنترل شده تکثير يابند که اين حالت را ديسپلازي (dysplasia) مينامند که مقدمهاي بر پيدايش سرطان در بافت ميباشد.
|
منشوري ساده |
اختصاصات سطوح راسي سلولهاي پوششي
به جز چند مورد استثنا ، سطح راسي به سطحي گفته ميشود که در تماس با حفره وسطي ارگانهاي توخالي قرار دارد. از مهمترين ويژگيهاي اين سطح پيدايش برآمدگيهاي ريز و انگشت مانند در آن است که سه دسته هستند. ميکروويليها زوايد بسيار ريز به طول 1 - 0.5 ميکرومتر هستند که در پوشش روده باريک و لولههاي نزديک کليه وظيفه افزايش جذب مواد را بر عهده دارند. مژهها زوايدي به طول 10 - 5 ميکرومتر هستند که بيشتر در مجاري تنفسي و لولههاي رحم ديده ميشوند. مژههاي ثابت از نظر ساختماني شبيه ميکروويليها هستند و در پوشش مجراي اپيديديم (از مجاري منيبر بيضه) ديده ميشوند.
|
سنگفرشي مکعبي |
از ويژگيهاي سلولهاي پوششي خاصيت چسبندگي آنها به سلولهاي مجاور خود ميباشد. غشاي سلولهاي پوششي در همه جا با هم جوش نخوردهاند و فضايي در حدود 20 - 15 نانومتر آنها را از هم جدا ميکند. اين فضا در بافتهاي زنده بوسيله گليکوپروتئينها و پروتئوگليکانها و يون کلسيم پر ميشود. عامل ديگر بهم چسبيدن سلولهاي مجاور ، چهار ساختمان ويژه ميباشد که به اتصالات بين سلولي موسوم هستند. که شامل اتصال محکم ، اتصال کمربندي ، دسموزوم يا پلاک اتصالي و اتصال سوراخدار ميباشد.
هر بافت مجموعهاي از سلولهاي تخصص يافته ميباشد که کار معيني را انجام ميدهند. بافتهاي بدن به 4 دسته اصلي به نامهاي پوششي ، بافت همبند يا پيوندي ، بافت عضلاني و بافت عصبي تقسيم ميگردند. بافت غضروفي ، بافت استخواني و بافت خوني ، بافتهاي همبند تخصص يافته محسوب ميشوند. شکل سلولها و تعداد لايههاي تشکيل دهنده بافت پوششي در ارگانهاي مختلف بر حسب وظيفهاي که انجام ميدهند متفاوت ميباشند. بافتهاي پوششي بر اساس تعداد لايههاي سلولي تشکيل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسيم ميشوند که هر کدام از آنها نيز بنا به شکل سلولهاي تشکيل دهنده آنها به چند نوع تقسيم ميگردند.
|
|
|
مکعبي ساده |
بافت پوششي ساده فقط از يک رديف سلول پوششي تشکيل شده و بر اساس شکل سلولهاي شرکت کننده در ساختمان آنها سه دسته ميباشد.
اين نوع بافت از رديف سلول پهن ساخته شده که هسته آنها در مقاطع نيمرخ به صورت دوکي و خوابيده ملاحظه ميگردد. اين بافت در کيسههاي هوايي ريه و ديواره کپسول بومن در کليه ديده ميشود. پوشش داخلي رگهاي خوني و پردههاي سروزي نيز از نوع سنگفرشي ساده هستند.
اين نوع اپيتليوم از سلولهاي مکعبي با هسته گرد و مرکزي تشکيل شده است. مجاري غدد ترشحي بوسيله اين نوع اپيتليوم ، مفروش شدهاند.
اين نوع پوشش از سلولهاي بلند استوانهاي يا منشوري تشکيل شده که هسته آنها به صورت دوکي و عمود بر قاعده سلول قرار گرفتهاند. ديواره معده ، روده کوچک و روده بزرگ از اين نوع بافت پوششي پوشيده شدهاند.
بافت پوششي مطبق از چند رديف سلول که به صورت طبقه - طبقه روي هم قرار گرفتهاند تشکيل شده است. و بر اساس شکل ظاهري سلولهاي سطحي دسته بندي ميشود.
|
|
|
سنگفرشي مطبق |
در اين نوع بافت ، سلولهاي سطحي از نوع سنگفرشي و پهن و بقيه از نوع چند وجهي و عمقيترين لايه از نوع استوانهاي بلند يا کوتاه ميباشد که به نام طبقه قاعدهاي ناميده ميشود. اين نوع بافت در پوست ، پوشش مري و پوشش واژن ديده ميشود.
اين نوع بافت از دو يا چند رديف سلول مکعبي تشکيل يافته است. مجاري دفعي بزرگ در غدد مترشحه از اين نوع بافت پوشيده شدهاند.
لولهاي عمقي اين بافت از نوع چند وجهي و مکعبي و سلولهاي سطحي آن منشوري است. اين نوع بافت محدود به نواحي معين مانند پوشش اپيگلوت ، پوشش کام نرم در سطح رو به حفره بيني و مجاري دفعي بزرگ در برخي غدد ميباشد.
دراين نوع اپي تليوم ، فقط يک رديف سلول بر روي غشاي پايه قرار ميگيرد. ولي به علت کوتاه و بلند بودن سلولها ، هستهها در سطوح مختلف ديده شده و چنين به نظر ميرسد که اپي تليوم از چند رديف سلول تشکيل شده است. به همين دليل آن را مطبق کاذب مينامند. اپي تليوم مطبق کاذب در مجاري تنفسي به صورت مژکدار ديده ميشود.
|
|
براساس خصوصيات ساختماني و عملکردي سلولهاي عضلاني ، بافت عضلاني به سه دسته اصلي عضله مخطط و قلبي و عضله صاف تقسيم مي گردد.
اين نوع عضله را به خاطر داشتن نوارهاي تيره و روشن در زير ميکروسکوپ (عضله مخطط) ، به علت چسبيده بودن آنها به استخوانها عضله اسکلتي و به جهت عملکرد ارادي آنها عضلات ارادي مينامند که وظيفه اصلي اين نوع عضله شرکت در حرکات بدن ميباشد. سلولهاي عضله مخطط از به هم پيوستن تعداد زيادي سلول سازنده عضلاني (ميوبلاست) بوجود ميآيند و بسيار بلند ميباشند و رشته عضلاني نيز ناميده ميشوند. گروههاي سلولهاي عضلاني را که از تعدادي سلول موازي هم در هر گروه تشکيل ميگردد دسته و مجموعه دستهها را با هم عضله ، مينامند.
سلولهاي تشکيل دهنده عضله قلب ، مشابه سلولهاي عضله اسکلتي از نوع مخطط بوده ولي تفاوت عمده آن با عضله مخطط عبارت است از اينکه سلولها عضله قلبي بسيار کوچکتر از سلولهاي عضله مخطط ميباشند و سلولهاي عضله قلبي يک يا دو هستهاي ميباشند. مکانيسم انقباض در عضله قلبي مانند عضله مخطط ميباشد. انرژي مورد نياز سلول عمدتا از اسيدهاي چرب که به صورت تري گليسيريد در سلول ذخيره ميشوند تامين ميگردد و گليکوژن به صورت جزئي در تامين انرژي سلول شرکت ميکند. سلولهاي عضله قلبي نيز غير قابل تقسيماند.
عضله صاف برخلاف دو عضله قبلي ، فاقد نوارهاي تيره و روشن بوده و به همين دليل نيز عضله صاف ناميده ميشوند. عضلات ديواره مجاري تنفسي ، ادراري و گردش خوني از نوع عضله صاف هستند و چون در ساختمان همه احشاء شکمي ، عضله صاف وجود دارد اين نوع عضله را عضله احشايي نيز مينامند. سلولهاي عضله صاف کوچک و دوکي شکلاند. و انقباض آنها به صورت غيرارادي است.
بافت عصبي کل سيستم عصبي بدن را شامل ميشود که از سلولهاي عصبي يا نورون و سلولهاي پشتيبان به نام سلولهاي گليال و يا نوروگلي تشکيل شده است. سلول عصبي يا نورون واحد ساختماني و عملکردي دستگاه عصبي است که در مرحله جنيني از اپي تليوم پوشاننده لوله عصبي به نام نورواپي تليوم منشا ميگيرد. ويژگيهاي اصلي نورونها نحريک پذيري و توليد تکانههاي عصبي و انتقال اين تکانه است. هر نورون از دو نوع زايده به نامهاي دندريت و اکسون و يک جسم سلولي تشکيل شده است. حجيمترين قسمت سلول و حاوي هسته و عمده ارگانهاي سلولي است.
دندريتها که به صورت زوايدي کوتاه و بلند و منشعب و متعدد ديده ميشوند و گيرنده تحريکات هستند. اکسون زايدهاي است بلند و منفرد که انتقال تحريک از جسم سلولي به سلولهاي ساير بافتها را عهدهدار ميباشد. اجسام سلولي نورونها از نظر اندازه بسيار متغيرند و از نظر شکل زاويهدار بوده و چند سطحي يا هرمي ديده ميشوند. نورونها براساس زوايدي که از جسم سلولي نورون منشا ميگيرند به سه دسته نورونهاي چندقطبي ، دوقطبي و يک قطبي تقسيم ميشوند.
دستگاه عصبي شامل دستگاه عصبي محيطي و مرکزي ميباشد که دستگاه عصبي محيطي متشکل از گرهها و اعصاب محيطي است که اعصاب محيطي شامل 8 زوج گردني ، 12 زوج سينهاي ، 5 زوج کمري و 5 زوج خاجي و يک زوج دنبالچهاي ميباشد و گرهها شامل گرههاي جمجمهاي - نخاعي و اتونوم (خودکار) ميباشند. دستگاه عصبي مرکزي قسمتي از دستگاه عصبي است که درون جمجمه و ستون مهره قرار گرفته است. و از دو قسمت ماده سفيد و خاکستري تشکيل شده است.
بافت همبند ، بافتها و ارگانهاي مختلف را به يکديگر ميپيوندد. اين بافت در زير اپيتليوم و اطراف ارگانهاي مختلف به عنوان يک لايه پشتيبان عمل مينمايد و به همين دليل آن را بافت پشتيبان نيز مينامند. بافت همبندي از سه جزء اصلي يعني سلولها ، رشتهها و ماده زمينهاي تشکيل شده است. سلولهاي بافت همبند عبارتند از فيبروبلاست ، ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل ، سلولهاي چربي ، سلولهاي مزانشيمي و سلولهاي مهاجر.
رشتههاي بافت همبند سه نوعند :کلاژن ،رتيکولر و الاستيک. که دو نوع اول از پروتئين کلاژن و نوع سوم از الاستين تشکيل شده است. سلولها و رشتههاي بافت همبند بوسيله مادهاي بيشکل به نام ماده زمينهاي يا ماتريکس احاطه شده است. اين ماده ژله مانند مرکب از گليکوز آمينوگليکانها ، گليکوپروتئينها و مايع بافتي است.
غضروف بافت همبند تخصص يافتهاي است که بسيار مقاومتر و انعطافپذيرتر از بافت همبند ميباشد. غضروف از سلولهاي غضروفي و ماتريکس خارج سلولي تشکيل شده است که ماتريکس غضروف ، ژلهاي سفت شده و انعطاف پذير ميباشد. ماتريکس غضروفي متشکل از ماده زمينهاي و رشتهها ميباشد که از رشتههاي شرکت کننده در ساختمان آن بسته به نوع غضروف ، کلاژن نوع I و II و رشتههاي الاستيک را ميتوان نام برد که مسئول استحکام غضروف هستند.
غضروف با توجه به غالب بودن نوع رشته شرکت کننده در ساختمان ماتريکس آن به سه نوع شفاف ، الاستيک و فيبري تقسيم ميگردد. غضروف شفاف در ديواره مجاري تنفسي ، بيني ، محل اتصال دندهها به جناغ ، سر استخوانهاي دراز در محل مفصل ديده ميشود. غضروف الاستيک در لاله گوش ، اپيگلوت و غضروف ميخي حنجره بکار رفته است. غضروف فيبري در ديسکهاي بين مهرهاي ، برخي مفصل استخوانهاي عانه و برخي تاندونها و ليگمانها که فشار زيادي را بايد تحمل نمايند، بکار رفته است.
استخوان بافت همبند ويژهاي است مرکب از سلولها و ماده بين سلولي معدني شدهاي به نام ماتريکس. حضور مواد استخواني معدني در ماتريکس باعث شده است که استخوان بافتي سفت و محکم باشد و چگونگي ساختمان آن سبب گرديد، که استخوان با حداقل وزن حداکثر استحکام را داشته باشد. مجموعه اين خصوصيات ، استخوان را بافتي ايدهآل براي تامين اسکلت بدن و حفاظت از ارگانهاي حياتي نظير مغز و نخاع ساخته است.
ماتريکس استخوان متشکل از موادآلي و املاح معدني است که هر کدام 50 درصد وزن خشک استخوان را تشکيل ميدهند. 90 درصد ماده آلي ماتريکس کلاژن نوع I و 20 درصد بقيه را پروتئوگليکانها تشکيل ميدهند. عمدهترين مواد معدني استخوان را کلسيم و فسفر تشکيل ميدهند که قسمت اعظم آنها به شکل بلورهاي هيدروکسي آپاتيت به فرمول Ca10(PO4)6 (OH2 ميباشد. سلولهاي بافت استخواني حاوي سه نوع سلول به اسامي استئوپلاست ، استئوسيت و استئوکلاست ميباشد.
از نظر شکل و ساختمان استخوان به سه دسته دراز (مانند ران و بازو) کوتاه (مانند انگشتان و مهرهها و پهن (مانند جمجمه و دنده) تقسيم ميشوند. استخوان از نظر ماکروسکوپي به دو نوع متراکم و اسفنجي تقسيم ميشود. که استخوان متراکم در تنه استخوانهاي دراز و سطح خارجي اپي فيز و استخوانهاي استخوانهاي پهن و کوتاه ديده ميشود. استخوان اسفنجي در اپيفيز استخوانهاي دراز و قسمت مرکزي استخوانهاي پهن و کوتاه ديده ميشود.
بافت همبند تخصص يافتهاي است که سلولهاي آن در داخل ماده زمينهاي مايعي به نام پلاسما شناورند. خون 7 تا 8درصد وزن بدن را تشکيل ميدهد و حجم آن در يک فرد بالغ بطور متوسط 5 ليتر ميباشد. خون با گردش در رگهاي خوني عامل توزيع مواد غذايي ، اکسيژن ، حرارت در بدن و
هر بافت مجموعهاي از سلولهاي تخصص يافته ميباشدکه کار معيني را انجام ميدهد. بنابراين چون همه بافتها و ارگانهاي بدن از اجتماع سلولها تشکيل شده ، بطور مرسوم سلول را واحد ساختماني بدن ناميدهاند.
بافت شناسي قسمتي از علوم تشريحي است که ساختمان ميکروسکوپي ارگانهاي مختلف بدن را مورد بحث و بررسي قرار ميدهد. يادگيري جزئيات ساختماني ارگانها و اعضاي مختلف براي فهم فعاليت فيزيولوژيک و تغييرات پاتولوژيک آنها ضروري است بنابراين بافت شناسي علمي مستقل نبوده و مرتبط با ساير شاخههاي علم پزشکي و يکي از پايههاي اصلي علوم پايه پزشکي مورد توجه قرار گيرد. بدن جانواران از بافتهاي متعددي ساخته شده است که هر کدام وظايف مخصوص به خود را دارند. در زير به اختصار به هر کدام از آنها اشاره ميشود.
لايه پوشاننده سطوح خارجي و داخلي بدن را بافت پوششي مينامند. بافتهاي پوششي عهدهدار وظايف و اعمال مختلفي نظير حفاظت ، جذب و ترشح ميباشند. به همين دليل شکل سلولها و تعداد لايههاي تشکيل دهنده آنها در ارگانهاي مختلف بر حسب وظيفهاي که انجام ميدهند متفاوت ميباشند. بافتهاي پوششي بر حسب تعداد لايههاي سلولي تشکيل دهنده آنها به دو دسته ساده و مطبق تقسيم ميشوند که هر کدام از آنها نيز بنابه شکل سلولهاي تشکيل دهنده به سه دسته سنگفرشي ، مکعبي و منشوري تقسيم ميشوند.
بافت پوششي سنگفرشي ساده در کيسههاي هوايي ريه و پوشش داخلي رگهاي خوني ديده ميشود. بافت پوششي مکعبي ساده در مجاري غدد ترشحي و بافت پوششي منشوري ساده در ديواره معده و روده ديده ميشود. بافت پوششي سنگفرشي مطبق در پوست بدن پوشش مري و واژن بافت پوششي مکعبي مطبق در مجاري دفعي بزرگ غدد مترشحه و بافت پوششي منشوري مطبق ملتحمه چشم ، پوشش کام نرم و پوشش اپيگلوت ديده ميشود.
هر سال در روز اول دسامبر، که روز جهانی بِيماری ايدز است، در سراسر دنيا فعاليت و تلاش تازه ای آغاز می شود تا با آگاه کردن مردم از راههای جلوگيری از ابتلا به اين بيماری مرگبار، جلوی شيوع سريع آن گرفته شود.تازه ترين آمارهای سازمان ملل متحد نشان می دهد که در طول سال جاری ميلادی تعداد افراد آلوده به "اچ آی وی" يا ويروس بيماری ايدز به حدود پنج ميليون نفر خواهد رسيد. اين ويروس سيستم ايمنی بدن را به تدريج فلج می کند و فرد آلوده را از پای در می آورد.
عليرغم جداسازي ويروس ايدز بسياري از ترشحات بدن مانند خون ، ترشحات جنسي مردانه و زنانه ، بزاق ، ادرار ، اشک ، عرق ، شيرمادر ، مايعات جنب ،صفاق و مغزي نخاعي ، سرايت در اثر تماس با همه آنها صورت نمي گيرد و فقط خون ، ترشحات جنسي و شير مادر عامل انتقال هستند . لذا ويروس ايدز از راه تماسهاي عادي مثل با هم کارکردن ، صحبت کردن ، همسفر شدن ، غذاخوردن و همچنين از راه حمام ، استخر و توالت قابل انتقال نمي باشد .
ايدز در ايران
اولين مورد ايدز در ايران در سال ۱۳۶۶ گزارش شد . اين مورد يک کودک ۶ ساله هموفيل بود که بدليل بيماري زمينه اي از فرآورده هاي خوني وارداتي استفاده مي کرد . از آن پس تمام خونها و فرآورده هاي خوني اعم از داخلي يا وارداتي ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از مصرف شدند . اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام مي پذيرد . برابر گزارشات واصله از دبيرخانه ستاد کشوري مبارزه با ايدز ، از آن زمان تا پايان سال ۱۳۷۹ ، ۲۳۸۲ مورد آلوده به ويروس در ايران شناسايي شده است که ۳۱۹ نفرشان به اين بيماري مبتلا و ۲۸۴ نفرشان فوت شده اند .
۶۴٪ موارد ابتلا از طريق اعتياد تزريقي و اشتراک در سرنگ و سوزن ۱۲٪ از طريق آميزش جنسي بوده است .
* چه راههايي براي پيشگيري از بيماري ايدز وجود دارد ؟
۱ - با توجه به اينکه شايعترين راه سرايت در جهان از طريق تماس جنسي است ، بهترين راه پيشگيري از ايدز ، پاي بندي به اصول اخلاقي و خانوادگي و اجتناب از بي بند و باري هاي جنسي است .
۲ - عدم استفاده مشترک از لوازمي که ممکن است در قسمتي از بدن بوسيله آنها خراش يا بريدگي ايجاد شود مانند : تيغ صورت تراش ، خلال دندان يا مسواک .
۳ - استفاده از سوزن و سرنگ يک بار مصرف براي تزريقات و استريل کردن کامل لوازم پزشکي و دندانپزشکي.
۴ - پرهيز از مواد مخدر ، اعتياد تزريقي و استفاده از سرنگ و سوزن مشترک که راه مهمي براي انتقال ويروس است و از طرف ديگر مصرف هر نوع ماده مخدر چه تزريقي و چه خوراکي ، حتي الکل ، چون باعث کاهش هوشياري و خويشتن داري مي گردد و مي تواند انسان را در برابر رفتارهاي پرخطر قرار دهد .
* آموزش
يکي از مهمترين گروههاي پرخطر ، جوانان مي باشند و کسب آگاهي در زمينه کنترل و پيشگيري از ايدز جزء ضروريات آموزشي تمام کشورهاست .
آنچه بايد جوانان و نوجوانان درباره ايدز بدانند :
پس همدردي و حمايت خود را نسبت به اين بيماران و افراد آلوده به ويروس دريغ نکنيد .
* براي اجتناب از آلودگي به ايدز
در برابر تعارفات خانمانسوز مثل سيگار ، مواد مخدر ، شرکت در مجامع خطرناک ، وسوسه در انجام کارهاي ناسالم از طرف فاميل و دوستان ناباب ، مقاومت کنيد .
براي مقاومت در برابر وسوسه هاي شيطاني به قدرت لايزال الهي پناه ببريد .
به اصول و موازين اخلاقي و انساني دين مبين اسلام پايبند باشيد و بدانيد که يکي از دلايل انتشار بيماري و بلاي قرن در اروپا و آمريکا و آفريقا بي بند و باري و هرزگي بسياري از جوانان بوده است .
* علائم بيماري چگونه ظاهر مي شود ؟
با کاهش قدرت سيستم دفاعي به مرور زمان بدن آماده ابتلا به عفونتها و سرطانهائي مي شود که به طور معمول در مردم عادي ديده نمي شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوي ، اسهالهاي شديد و مزمن ، تبهاي طولاني ، کاهش وزن ، اختلالات شخصيتي ، بيماريهاي مغزي وپوستي خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد .
بيماران مبتلا به ايدز بي نهايت آسيب پذيرند. بعلت پيش داوري و ترس از سرايت بيماري، اين بيماران در مورد انتخاب مسكن، شغل، مراقبتهاي بهداشتي و حمايت عمومي مورد تبعيض قرار مي گيرند. رفتارهاي نامناسب و تحقيرآميز، موجب انزواي بيمار گشته، فرصت آموزشي را از وي مي گيرد.
* ويروس ايدز از سه راه قابل انتقال است :
۱ - تماس جنسي
۲ - از راه انتقال خون و فرآورده هاي خوني و استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده
۳ - از مادر به کودک
۱ - تماس جنسي
۸۰ درصد آلوده شدگان به بيماري ايدز در دنيا به دليل برقراري روابط جنسي با افراد آلوده به اين بيماري مبتلا شده اند .
۲ - انتقال خون و فرآورده هاي خوني و سرنگ و سوزن آلوده
بيماري ايدز از طريق انتقال خون و فرآورده هاي خوني آلوده به ويروس ، قابل انتقال است . در اکثر کشورهاي جهان ، خون و فرآورده هاي خوني را از نظر آلودگي به ويروس ايدز مورد بررسي قرار مي دهند ، پنج درصد از آلوده شدگان به ويروس ايدز از اين طريق آلوده شده اند .
هر وسيله تيز و برنده که بتواند در پوست يا مخاط خراش ايجاد کند يا وارد بدن شود مانند ابزار پزشکي و دندان پزشکي ،لوازم حجامت ، سوراخ کردن گوش ، ختنه ، خال کوبي ، طب سوزني ، تيغ سلماني و مسواک مي تواند باعث انتقال ويروس گردد .
اينگونه وسايل ، بايد يک بار مصرف باشند و يا حداقل بصورت مشترک استفاده نشوند ، در مورد وسايلي مانند وسايل دندانپزشکي و پزشکي پيشرفته که امکان چنين کاري نيست بايد حتماً وسايل بخوبي استريل شده باشند .
در حال حاضر مهمترين راه انتقال ويروس در ايران و برخي از کشورهاي ديگر جهان استفاده افراد معتاد از سرنگ يکديگر براي تزريق مواد مخدر بوده است .
|
۳ - از مادر به کودک سومين راه انتقال از طريق مادر به کودک در طول حاملگي و زايمان است . ثابت شده است که شير مادر آلوده مي تواند سبب انتقال ويروس از مادر به فرزند باشد .
|
هنگامي که دنيا برنامه بهداشت براي همه تا سال ۲۰۰۰ را پيگيري مي کرد و زمانيکه جهانيان ريشه کني آبله را جشن مي گرفتند و غلبه بر بسياري از بيماريهاي عفوني مانند فلج اطفال ، ديفتري ، سرخک و کنترل بيماريهاي واگير را نويد مي دادند ، ناگهان در سال ۱۹۸۱ نوعي بيماري عفوني ناشناخته در آمريکا ، اروپا ، آفريقا ، استراليا ، به نام ايدز گسترش يافت . با گذشت حدود ۲۰ سال و صرف ميلياردها دلار هزينه ،عليرغم بسياري پيشرفتها هنوز دانشمندان موفق به کشف واکسني براي پيشگيري و دارويي براي درمان قطعي آن نشده اند . با گسترش ايدز در آفريقاي جنوبي و آسيا ، اين بيماري هم اکنون بصورت جهانگير درآمده است . تخمين زده شده که تا ابتداي سال ۲۰۰۱ حدود ۱/۳۶ ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز در جهان زندگي مي کنند و ۲۲ ميليون نفر بخاطر اين بيماري جان خود را از دست داده اند .
تنها در سال ۱۹۹۹ ، ۶/۵ ميليون مورد جديد به موارد آلودگي اضافه شده که حدود نيمي از آنها بين ۲۴-۱۵ سال سن دارند . پس شناخت اين بيماري براي شما نوجوانان عزيز ضروري است .
* عامل ايدز
عامل بيماري ويروسي به نام ويروس نقص ايمني انسان( Human Immuno deficiency Virus HIV) که به سيستم دفاعي بدن حمله کرده و باعث اختلال در فعاليت آن مي گردد . بيشترين سلولهايي که درگير مي شوند ،لنفوسيت ها هستند که جزء گلبولهاي سفيد مي باشند .
نام بيماري ( AIDS ) از حروف اول کلمات زير گرفته شده است و به معني نقص ايمني اکتسابي است :
( Acquired Immuno Deficiency Syndrome )
* تشخيص
تشخيص آلودگي به ويروس ايدز ، فقط با آزمايش خون ميسر است که آن هم از زمان ورود ويروس به بدن انسان تا زماني که شواهد آزمايشگاهي ظاهر شود ، بين ۲ هفته تا ۱۶ ماه فاصله وجود دارد که به آن دوره پنجره گفته مي شود . در اين دوران فرد آلوده کننده است ولي هيچ يک ازعلائم باليني و آزمايشگاهي متداول را ندارد .
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید